كاتريناي سوئدي " 1484 " 1484
ويسنته فرر "
1419
" 1455
هنگامي كه شيوههاي سياسي و مالي كليسا به صورتي درآمد كه مورد مخالفت بسياري از مردم قرار گرفت، پرستش قديسان ابزار اصلي كليسا شد و كليسا، يا دست كم برخي مقامات آن، به جاي نظمبخشيدن به اين سرسپردگي، غالباً سعي در بهرهبرداري از آن كردند.
از اوايل پيدايش مسيحيت، شرح زندگي و مرگ شهدا و قديسان نوشته شدهبود و همهگونه افسانهها و اباطيل با واقعيات در هم آميخته بود. دو مجموعه از اينگونه زندگينامهها، با وجود فقدان دقت تحليلي در آنها، يا درست به همين دليل، محبوبيت خارقالعادهاي يافته، يكي را گرگوريوس كبير (ششم ـ 2) در اوايل سدههاي ميانه نوشت، كه
گفتارهايي درباب معجزات و كرامات آباي كليسا نام داشت و دومي را جاموكو دا واراگيو (سيزدهم ـ 2)، در اواخر اين دوره تأليف كرد، به نام
افسانههاي طلايي. نسخههاي خطي، چاپهاي قديم و جديد زيادي از هر دو در دست است.
در نوشتههاي مربوط به اوليا واقعيت و تخيل چنان درهم آميخته، كه تفكيك آن ناممكن مينمايد. در موارد ديگر، اگر هم دشوار باشد، ميتوان داستانهاي مجعول را كنار گذاشت، قسمتهاي خالصتري فراهم كرد، اسناد واقعي را بازسازي كرد و به واقعيت نزديكتر شد. اين وظيفهٴ سنگين را بولانديان، عضو فرقهٴ يسوعي بلژيك، در كالج سنميشل بروكسل دنبال ميكنند. اينان نام خود را از يكي از بنيانگذاران فرقهشان گرفتهاند به نام ژان بولاند (تولد: 1596 در بولاند نزديك ليژ، وفات: 1665). هدف اصليشان تصحيح و نشر زندگينامهٴ قديسان به شيوههاي علمي بوده است. قديسان به ترتيب تاريخ وفاتشان مرتب شدهاند (يعني تاريخ ميلاد يا روز يادبودشان).1 اعمال قديسان مربوط به ماه ژانويه در سال 1643، در آنتورپ منتشر شد.
وقتي بر اثر حملهٴ آلمان به بلژيك كارشان دوباره متوقف شد، به ماه نوامبر رسيده بودند. از اين گذشته، بولانديان در جهت آموزش و ترويج شيوههاي درست تذكرةالاوليانويسي كار شاياني كردهاند. اين كار به شيوهٴ درخور تحسيني بهوسيلهٴ هيپوليت دِلِهايهٴ فقيد (1859 ـ 1941) انجام گرفت، كه علاوه بر مقالاتش براي كتاب
اعمال قديسان و سالنامههاي بولانديان (1882 به بعد)، در بروكسل آثار فراواني را منتشر كرد و تاريخ بولانديان را هم نوشت.
سوءاستفادهٴ كليسا موجب انتشار مطالعات ضد كليسايي زيادي شده كه بيشترشان نهتنها